بختياري و قاجاريه :

در بخش از تاريخ ، مردان سياسي – اجتماعي و رزمي بختياري يك سر و گردن از ديگر اقوام ايران بلند تر بودند . با روي كار آمدن آغا محمد خان قاجار ، ابدال خان بختياري كه از جانب حكومت زند به عنوان والي بختياري منسوب شده  بود با متحد كردن طوايف هفت لنگ و چهار لنگ به مبارزه با آغا محمد خان قاجار در 1199 هجري برخاست .  

اين جنگ تا تا يال 1203 هجري قمري ادامه داشت . ابدال خان يك بار قاجارها را شكست داد و اين پيروزي در حالي بود كه هر دو طايفه هفت لنگ و چهار لنگ دوشادوش ابدال خان بر عليه قاجاريان مي جنگيدند . اما مدتي بعد شاه قاجار با ايجاد تفرقه ميان طوايف بختياري توانست ابدال خان را شكست داده و اورا بكشد .

محمد تقي خان بختياري يكي از مقتدر ترين خوانين بختياري در آنزمان از سال 1249 تا 1257 براي دستيابي به حكومت مركزي ايران قيام هاي بزرگي در پهندشت خوزستان بپا كرد . هدف محمد تقي خان از بر پا كردن قيام ها بيشتر گرفتن انتقام پدرش علي خان بود كه به دستور فتحعلي شاه چشمانش را ميله كشيده بودند .

محمد تقي خان در آخرين سال پادشاهي فتحعلي شاه در سال 249 هجري قمري بر ضد دولت مركزي طغيان كرد . وي با غارت اموال ديواني كه به تهران حمل مي شد ( حدود بيست هزار تومان ) فصلي از پيروزيهاي معجزه آساي خود را آغاز كرد . پس از آن با 8000 سوار بختياري به قصد تصرف شوشتر راهي آن ديار شد كه حاكم شوشتر بدون درگيري تسليم محمد تقي خان بختياري شد ، پس از آن دزفول ، رامهرمز و بهبان نيز زير سيطره ي حكومت بختياري در آمدند . در همين زمان بود كه محمد تقي خان بار ديگر 600 هزار تومان ماليات فارس را به نفع قشون بختياري ضبط كرد .

در همين دوران بود كه محمد تقي خان بختياري شيخ ثامن رئيس قبيله كعب عرب  را از فلاحيه اخراج كرد كه لرد كرزن نيز بر اين مطلب اذعان دارد .

شورش محمد تقي خان بختياري تا جلوس محمد شاه به تخت سلطنت ادامه داشت تا اينكه محمد شاه برادر محمد تقي خان را به گروگان گرفت و قيام بختياري در اين مقطع از زمان پايان يافت .

محمد تقي خان از جايگاه بلندي در منابع خارجي برخوردار بود . او اولين كنفدراسيون در ايل بختياري بود و گفته شده كه او جمع آوري ماليات را بر اساس توانايي هر منطقه وضع و امنيت ويژه اي را برقرار نموده بود . تا جايي كه دزدي و راهزني در زمان وي بطور كلي منسوخ شده بود .

سرانجام طومار اين خان بزرگ از بختياري توسط منوچهر خان معتمد الدوله در هم پيچيده شد . در زماني كه منوچهر خان معتمد الدوله با محمد تقي خان بختياري در حال بستن قرارداد صلح ميان بختياري و حكومت مركزي بودند ، معتمدالدوله به قرآن مجيد قسم يد كرد كه محمد تقي خان در امان باشد . اما در عين ناجوانمردي او را به بند كشيد و محمد تقي خان پس از سالها در زندان بدرورد حيات گفت .

پس از آن اوضاع بختياري آشفته شد و همه خوانين مي كوشيدند جايگاه محمدتقي خان را تصرف كنند تا اينكه حسينقلي خان بختياري توانست بر كل سرزمين بختياري حاكم شود . اما اين تسلط تنها بر هفت لنگ بود ، حسينقلي خان پس از درگيريهاي متوالي پسر ابوالفتح خان را كه والي چهارلنگ بود به قتل رسانيد و با كشتن دو تن از خوانين ديگر توانست قدرت خود را بر هفت لنگ و چهارلنگ بگستراند .

حسينقلي خان توانست شكوه بختياري در زمان محمد تقي خان را باز گرداند و مير عبدا... شيخ متمرد طايفه شريفات با اولاد خليل عرب كعب را سركوب كرد ، بهبهان ، قسمت اعظمي از خوزستان ، رامهرمز ، چهارمحال ، فلاورد ، خانه ميرزا و... را در يد قدرت بختياري قرار داد .

حسينقلي خان هم عصر امير كبير يگانه منجي دوره قاجاريه بود و از نصايح آن بزرگوار بهره ها برد . بصورتي كه چندين نامه بين آنان رد و بدل گشت و....

در زمان حسينقلي خان بختياري در اوج قدرت خود در قاجاريه بود ، به قسمتي از نامه ظل السلطان به فتحعلي شاه قاجار توجه فرماييد : ... در هزاران مورد از خطاي آنان چشم پوشي كردم ... و به ملاحظاتي چند ساكت شدم و اين سكوت غلام آنان را مغرور تر كرد .... به حدي كه هروقت اسم مبارك شاه يا غلام برده مي شود ، بوته خاري را از زمين كنده و مي گويند شاه پيش ما به اندازه اين خار قدر و منزلت ندارد .

اقتدار بختياري در آنزمان ادامه داشت تا اينكه حسينقلي خان بدستور ظل السلطلان در رجب 1299 هجري قمري كشته شد .